خرید بک لینک
:: ای باران...از غصه ام آگاهی هوالودود پنجره را باز بگذار. باید عطر خاک باران خورده و موسیقی قطره ها اتاق را پر کند. باید کمی به خودت استراحت بدهی، مثلا دراز بکشی و چشمانت را ببندی و به هیچ چیز جز

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

و تو حتما مقاومت در هم شکسته ام را می بینی و از راز اشک من با خبری و تو می دانی که چرا و چگونه تمایلات من تغییر می کند چگونه از مردم می رمم و به کنج نهانی کشیده می شوم و خلوت را بیش از پیش دوست می دار

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

یا نور کل نور

امشب هزار و یک شباهت با شمع شمردم. مخرج مشترک تمامشان سوختن بود. یا بهتر بگویم؛ ذره ذره آب شدن.

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

هوالعزیز امروز در میان آشفتگی، درست همان زمان که می گفتم: خدایا چرا همه چیز تا این حد پیچیده است؟! خدایا چه کسی جز تو می فهمد که چقدر حال همه ما پیچیده است؟، به ذهنم رسید که در منظر خدا هیچ چیز پیچیده

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

خدایا مرا به ابتزال واژه ها دچار نکن. واژه چیز خطرناکی است. واژه ی لوث شده، همه چیز را تقلیل می دهد. حقیقت فکر و احساس را به زیر پا می افکند. واژه ی مبتزلِ عادت شده، کفر دارد. حق را می پوشاند. پناه می برم به تو از شر آن.

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

یانور

-خوبی؟

-الحمدلله

(من به تو، چگونه بگویم که خوب نیستم

و چگونه بگویم خوبم)

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

یکباره ممکن است صید ساده ترین کلماتی شوی که پیش از آن بارها گفته بودی، و سرسری هم نگفته بودی! اما دلت به قلابشان گیر نکرده بود. اینگونه که هم سوال بشوی و هم مست باشی. از فهمیده و نفهمیده ات مست شوی و

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

هوالعزیز ارمغان درد، لمس ذات سفت و سخت زندگی است. چشم گشودن به آن سطح بنیادینی که همیشه ملفوف در عواطف و احساسات، از درک واقعیت خشنش دور می مانیم. احساس درد، پرده از ملال روزمره بر می گیرد. ملالی

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

هو

تو را یافتن، مرگ است. برگشت ناپذیر. هنیئا مریئا.

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

هو

دم صبح ماه مبارک فکری شده ام که اگر همه اشهدهای نمازهایم را تا امروز واقعا شهادت داده بودم یا اقلا هربار کمی بیشتر قلبم را سوق داده بودم، شاید تا الان به فلاح رسیده بودم. یا تا الان چشمم باز شده بود. به اینکه واقعا لا موثر فی الوجود الا الله. به اینکه جز او دست هیچ موجودی باز نیست. به اینکه نگرانی های ما، اگر نه همیشه، اکثر اوقات شعبه ای از شرک است.

چند سال روزی پنج نوبت و هربار چندین مرتبه ذکری به لب داشتم و متذکر نشدم؟ کافی نبود؟

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 13 خرداد 1399 ساعت: 17:06

صفحه بندی